شما در حال مشاهده نسخه موبایل وبلاگ

کاش این جمعه بیایی

هستید، برای مشاهده نسخه اصلی [اینجا] کلیک کنید.

...بهار آمد ولی خبری از تو نشد آقا جان...





چرا نباید اسم اصلی امام زمان (عج) را در جمع ببریم


سوال: سلام
من اين حديثا رو متوجه نميشم چرا نبايد اسم اصلي امام زمان رو در جمع ببريم
حديث از امام زمان عج هست آدرس حديث هم وسائل الشّيعه: ج 16، ص 242،
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِل مِنَ النّاسِ.
مَنْ سَمّانى فى مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَيْهِ لَعْنَهُ اللهِ.
ترجمه:ملعون و مغضوب است كسى كه نام اصلى مرا در جائى بيان كند.
ترجمه:هر كه نام اصلى مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.
پاسخ در ادامه مطلب


سوال: سلام
من اين حديثا رو متوجه نميشم چرا نبايد اسم اصلي امام زمان رو در جمع ببريم
حديث از امام زمان عج هست آدرس حديث هم وسائل الشّيعه: ج 16، ص 242،

مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِل مِنَ النّاسِ.
مَنْ سَمّانى فى مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَيْهِ لَعْنَهُ اللهِ.

ترجمه:ملعون و مغضوب است كسى كه نام اصلى مرا در جائى بيان كند.
ترجمه:هر كه نام اصلى مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.

پاسخ سایت پرسمانی:

علت نگفتن نام اصلي امام زمان اين است كه در بعضي از روايات، نهي شده نام حضرت برده شود. در برخي ديگر، اين محدود به زمان غيبت است و در برخي روايات، نهي به دليل تقيه و ترس، مطرح شده است.بعضي از عالمان گفته اند تا زمان ظهور امام بردن نام ويژه حضرت كه همان نام پيامبر(ص) است، جايز نيست و تنها مي توان از لقب هاي گوناگون ايشان بهره برد كه معروف ترين آنها مهدي و قائم و صاحب الامر (عج) است.

البته در ميان عالمان گذشته و حال، كساني بر اين باورند: نهي از نام بردن، مخصوص به دوره غيبت صغري است كه جان حضرت در خطر بوده و اكنون منعي براي نام بردن نيست.
امام هادي (ع) مي فرمايد: «لا يَحل لكم ذكره باسمه» (اصول كافي ـ جلد 1 ـ ص 332) «براي شما حلال نيست كه او را به اسم ياد كنيد.»
و در روايتي ديگر مي فرمايد: «لا يحل ذكره باسمه حتي يخرج فيملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً»؛ (وسائل الشيعه ـ ج 7 ، ص 488) «به اسم ياد كردن آن حضرت حلال نيست تا زماني كه ظهور كند و زمين را از عدل و داد پر سازد، پس از آن كه پر از ستم و بي داد شده باشد.»
مرحوم كليني مي گويد: «شخصي از محمد بن عثمان پرسيد، آيا جانشين امام حسن عسگري (ع) را ديده اي؟ او گفت : آري! پس از نام حضرت پرسيد؟ گفت: نتيجه اش طلب كردن دشمنان از اوست. بپرهيزيد از خدا و از اين مطلب دم فرو بنديد.» (همان /ج 11 / ص 487)
با توجه به اين مطلب روشن كه نزد عده اي از عالمان بردن نام امام حرام است. به همين دليل نام ويژه حضرت با با حروف مقطعه (م.ح.م.د) مي نويسند تا هنگام خواندن حديث يا مطلبي كه نام ويژه امام در آن آمده است،انسان ناخوداگاه آن اسم را تلفظ نكنند و به كلمه (م.ح.م.د) كه رسيد بداند نام ويژه امام است و نبايد به زبان بياورد.
در دوران بعد مانند عصر ما، هيچگونه حكمتى در منع از ذكر نام آن حضرت به نظر نمى رسد، (كتاب مهدى موعود، ص 236). در سؤالى كه در اين رابطه از بعضى فقهاء موجود شده است فرموده اند: ظاهرا حكم (حرمت) مخصوص زمان تقيّه بوده است و احتياط در زمان حاضر اين است كه با القاب نام آن حضرت برده شود. در زمان حاضر بردن نام مخصوص آن حضرت كراهت دارد(طبق سؤال از دفتر آيت الله بهجت) البته بنا بر نظر برخي محققان مانند آيت الله معرفت اسمي كه ذكر آن ممنوع شد -ا ح م د - است زيرا در انجيل بشارت به بعثت پيامبري احمد شده است و لذا اگر شيعيان اين وصف حضرت حجت(عج) را به كار ببرند چه بسا دست آويز مسيحيان شود كه پيامبر آخر الزمان هنوز مبعوث نشده است.

منبع:سایت پرسمانی


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

معنا و مفهوم نماز را می دانی؟ از حضرت علی(ع)


به گزارش مرآت نیوز، جابر بن عبدالله انصاری می گوید:
روزى به همراه مولاى متّقيان، امام على عليه السلام بودم، شخصى را ديديم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آيا معنا و مفهوم نماز را مى دانى كه چگونه و براى چه مى باشد؟
اظهار داشت: آيا براى نماز مفهومى غير از عبادت هم هست؟
حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد صلّى الله عليه و آله را به نبوّت مبعوث گردانيد، نماز داراى تأويل و مفهومى است كه تمام معناى عبوديّت در آن خواهد بود.
آن شخص عرض كرد: پس مرا تعليم فرما.(ادامه مطلب)


به گزارش مرآت نیوز، جابر بن عبدالله انصاری می گوید:
روزى به همراه مولاى متّقيان، امام على عليه السلام بودم، شخصى را ديديم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آيا معنا و مفهوم نماز را مى دانى كه چگونه و براى چه مى باشد؟
اظهار داشت: آيا براى نماز مفهومى غير از عبادت هم هست؟
حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد صلّى الله عليه و آله را به نبوّت مبعوث گردانيد، نماز داراى تأويل و مفهومى است كه تمام معناى عبوديّت در آن خواهد بود.
آن شخص عرض كرد: پس مرا تعليم فرما.

امام فرمود: معنا و مفهوم اولين تكبير آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از اين كه داراى قيام و قعود باشد.
دومين تكبير يعنى؛ خداوند موصوف به حركت و سكون نمى باشد.
سومين تكبير يعنى؛ نمى توان خداوند را به جسمى تشبيه كرد.
چهارمين تكبير يعنى؛ چيزى بر خداوند عارض نمى شود.
پنجمين تكبير مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چيزى در او حلول مى كند.
ششمين تكبير معنايش اين است كه زوال و انتقال و نيز تغيير و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.
و هفتمين تكبير يعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون ديگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نيست.
سپس در ادامه فرمايش خود فرمود:
معناى ركوع آن است كه مى گويى: خداوندا! من به تو ايمان آورده ام و از آن دست بر نمى دارم، گرچه گردنم زده شود.
و چون سر از ركوع بر مى دارى و مى گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمين» يعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده اى و من چيزى نبوده و نيستم، پس هستى مطلق تويى.

و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، گويى: خداوندا! مرا از خاك آفريده اى؛ و سر بلند كردن از سجده يعنى؛ مرا از خاك خارج گردانده اى.
و همين كه دومين بار سر بر سجده گذارى يعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك بر مى گردانى؛
و چون سر بلند كنى گويى: و مرا از درون همين خاك در روز قيامت براى بررسى اعمال خارج مى گردانى.

و مفهوم تشهّد، تجديد عهد و ميثاق و اعتقاد به وحدانيّت خداوند؛ و نيز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولايت اهل بيت او عليهم صلوات الله مى باشد.
و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ايمنى از عذاب قيامت باشد.
پی نوشت:
مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۱۰۵، ح ۵/ بحار الانوار:، ج ۸۴، ص ۲۵۳، ح ۳۸.
افکارنیوز
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کلیپ صوتی عاقبت چشم چرانی دو جوان از حجت الاسلام انصاریان

...واقعا این کلیپ زیبا و تاثیر گذار است...





برای دانلود ...اینجا... را کلیک کنید


22 بهمن مبارکباد

22 بهمن بر همه مسلمین جهان مبارکباد


زندگی نامه حضرت محمد(ص)

زندگی نامه حضرت محمد (ص):


ما عاشق محمدیم


نام: محمد بن عبد الله

حضرت محمد (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود.

كنيه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابوابراهيم.

القاب حضرت محمد (ص): رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه‏ و...(ادامه مطلب)


زندگی نامه حضرت محمد (ص):


ما عاشق محمدیم

نام: محمد بن عبد الله

حضرت محمد (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود.

كنيه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابوابراهيم.

القاب حضرت محمد (ص): رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه‏ و...

منصب حضرت محمد (ص): آخرين پيامبر الهى، بنيان‏گذار حكومت اسلامى و نخستين معصوم در دين مبين اسلام.

تاريخ ولادت حضرت محمد (ص): روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى (به روايت شيعه). بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانسته ‏اند.

عام الفيل، همان سالى است كه ابرهه، با چندين هزار مرد جنگى از يمن به مكه يورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ويران سازد و همگان را به مذهب مسيحيت وادار سازد؛ اما او و سپاهيانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابيل مواجه شده، به هلاكت رسيدند و به اهداف شوم خويش نايل نيامدند. آنان چون سوار بر فيل بودند، آن سال به سال فيل (عام الفيل) معروف گشت.

محل تولد حضرت محمد (ص): مكه معظمه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى حضرت محمد (ص): عبدالله بن عبدالمطلب (شيبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قريش) بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.

حضرت محمد (ص) روايت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسيد، همان جا نگاه داريد و از آن بالاتر نرويد. اما در كتاب‏هاى تاريخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بين عدنان تا حضرت اسماعيل، فرزند ابراهيم خليل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏رسد.

مادر حضرت محمد (ص): آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.

اين بانوى جليل القدر، در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريشى، كم‏ نظير و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روايتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏اش، ام ايمن جهت ديدار با اقوام خويش عازم يثرب (مدينه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حيات گفت و در همان جا مدفون گشت.

و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روايتى هفت ماه) پيش از ولادت فرزندش از دنيا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثويبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شير دهد و از او نگه‏دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حليمه، دختر عبدالله بن حارث سعديه واگذار كرد. حليمه گرچه دايه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد.



مدت رسالت و زمامدارى حضرت محمد (ص): از 27 رجب سال چهلم عام الفيل (610 ميلادى)، كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال يازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏دار امر رسالت و نبوت بود. حضرت محمد (ص) علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدينه طيبه بر عهده داشت.

همسران حضرت محمد (ص):
1. خديجه بنت خويلد.

2. سوده بنت زمعه.

3. عايشه بنت ابى بكر.

4. امّ شريك بنت دودان.

5. حفصه بنت عمر.

6. ام حبيبه بنت ابى سفيان.

7. امّ سلمه بنت عاتكه.

8. زينب بنت جحش.

9. زينب بنت خزيمه.

10. ميمونه بنت حارث.

11. جويريه بنت حارث.

12. صفيّه بنت حىّ بن اخطب.

نخستين زنى كه افتخار همسرى حضرت محمد (ص) را يافت، خديجه بنت خويلد بود. حضرت محمّد(ص) پيش از رسيدن به مقام رسالت، در سن 25 سالگى با اين بانوى بزرگوار ازدواج نمود.

خديجه كبرى (س) با موقعيت و اموال خويش، خدمات شايانى به پيامبر اكرم(ص) در اظهار رسالتش كرد. اين بانوى بزرگ، از افتخارات زنان عالم است و در رديف بانوان قدسى، همانند مريم و آسيه، قرار دارد. حضرت محمد (ص) به احترام خديجه كبرى (س) تا هنگامى كه وى زنده بود، با هيچ زن ديگرى ازدواج نكرد. همو بود كه دردها و رنج‏هاى پيامبر(ص) را، كه سران شرك و كفر متوجه آن حضرت مى‏كردند، تسلّى داده و او را در رسالت و نبوتش يارى می‏داد.

خديجه كبرى(س) به خاطر مقام و منزلتى كه در اسلام به دست آورده بود، مورد لطف و عنايت مخصوص پروردگار جهانيان قرار گرفت. به همين جهت روزى جبرئيل امين به محضر پيامبر اكرم(ص) شرفياب شد و گفت: اى محمد! سلام خدا را به همسرت خديجه برسان. پيامبر اكرم(ص) به همسرش فرمود: اى خديجه! جبرئيل امين از جانب خداوند متعال به تو سلام مى‏رساند. خديجه گفت: «اللّه السّلام و منه السّلام و على جبرئيل السّلام».

حضرت خديجه (س) در ايام همسرى با حضرت محمد (ص) از احترام ويژه رسول‏ خدا(ص) برخوردار بود و پيامبر(ص) نيز همسرى مهربان و وفادار براى او بود. آن حضرت پس از وفات خديجه (در رمضان سال دهم بعثت) همواره از او به نيكى ياد می‏كرد.

از عايشه، سومين حضرت محمد (ص)، روايت شده است:
«كانَ رَسُولُ اللّهِ(ص) لايَكادُ يَخْرُجُ مِنَ الْبَيْتِ حَتّى يَذْكُرَ خَديجَةَ فَيَحْسَنُ الثَّناءِ عَلَيْها، فَذَكَرها يَوْماً مِنَ الْاَيّامِ فَادْرَكَتْني الْغَيْرةَ، فَقُلْتُ: هَلْ كانَتْ اِلاّ عَجُوزاً وَقَدْ اَبْدَلَكَ اللّهُ خَيْراً مِنْها، فَغَضَبَ حَتّى‏ اهْتَزَّ مَقْدَمُ شَعْرِهِ مِنَ الغَضَبِ‏. (1)

حضرت محمد (ص) هيچ‏گاه از خانه بيرون نمی‏رفت مگر اين كه يادى از خديجه مى‏كرد و از او به نيكى نام مى‏برد. يك روز كه حضرت محمد (ص) از خديجه (س) ياد كرده و خوبى‏هاى او را بيان میكرد، غيرت زنانگى بر من غالب شد و به پيامبر(ص) گفتم: آيا او يك پيرزن بيشتر بود و حال آن كه خداوند بهتر از آن (يعنى عايشه) را به تو داده است؟ پيامبر اكرم(ص) از اين گفتار من، خشمگين شد، به طورى كه موهاى جلوى سرش از شدت خشم به حركت درآمد.

فرزندان حضرت محمد (ص):

الف) پسران حضرت محمد (ص):
1. قاسم. او پيش از بعثت پيامبر اكرم(ص) تولد يافت. از اين رو پيامبر(ص) را ابوالقاسم ناميدند.

2. عبدالله. اين كودك چون پس از بعثت به دنيا آمده بود، وى را «طيّب» و «طاهر» مى‏گفتند.

3. ابراهيم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات يافت.

عبدالله و قاسم از خديجه كبرى (س) و ابراهيم از ماريه قبطيه متولد شدند. وهرسه آنان در سنين كودكى از دنيا رفتند.

ب) دختران حضرت محمد (ص):

1. زينب (س). 2. رقيه (س). 3. ام كلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).

دختران حضرت محمد (ص) همگى از حضرت خديجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پيش از رحلت آن حضرت، از دنيا رفته بودند. تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرين دختر وى بود. اين بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسان‏ها و مورد تقديس و تكريم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطين و امّ الأئمة المعصومين(ع) است.

گرچه پيامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خويش علاقه‏مند بود، اما در ميان همسرانش بيش از همه، به خديجه كبرى (س) و در ميان فرزندانش بيش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏مند بوده و اظهار محبت و لطف میفرمود.

آغاز بعثت حضرت محمد (ص):
محمد امين ( ص ) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نياز با آفريننده جهان مي پرداخت و در عالم خواب رؤياهايی مي ديد راستين و برابر با عالم واقع . روح بزرگش برای پذيرش وحی - کم کم - آماده مي شد .

درآن شب بزرگ جبرئيل فرشته وحی مأمور شد آياتی از قرآن را بر محمد ( ص ) بخواند و او را به مقام پيامبری مفتخر سازد . سن محمد ( ص ) در اين هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهايی و توجه خاص به خالق يگانه جهان جبرئيل از محمد ( ص ) خواست اين آيات را بخواند : " اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی علم بالقلم . علم الانسان ما لم يعلم " . يعنی : بخوان به نام پروردگارت که آفريد . او انسان را از خون بسته آفريد . بخوان به نام پروردگارت که گرامي تر و بزرگتر است . خدايی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمي دانست .



حضرت محمد (ص) - از آنجا که امی و درس ناخوانده بود - گفت : من توانايی خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند . اما همان جواب را شنيد - در دفعه سوم - محمد ( ص ) احساس کرد مي تواند " لوحی " را که در دست جبرئيل است بخواند . اين آيات سرآغاز مأموريت بسيار توانفرسا و مشکلش بود .

جبرئيل مأموريت خود را انجام داد و محمد ( ص ) نيز از کوه حرا پايين آمد و به سوی خانه خديجه رفت . سرگذشت خود را برای همسر مهربانش باز گفت . خديجه دانست که مأموريت بزرگ " محمد " آغاز شده است . او را دلداری و دلگرمی داد و گفت : " بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمي دارد زيرا تو نسبت به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بينوايان کمک مي کنی و ستمديدگان را ياری مي نمايی " . سپس محمد ( ص ) گفت : " مرابپوشان " خديجه او را پوشاند .

حضرت محمد (ص) اندکی به خواب رفت . خديجه نزد " ورقة بن نوفل " عمو زاده اش که از دانايان عرب بود رفت ، و سرگذشت محمد ( ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنين گفت : آنچه برای محمد ( ص ) پيش آمده است آغاز پيغمبری است و " ناموس بزرگ " رسالت بر او فرود مي آيد . خديجه با دلگرمی به خانه برگشت .

معراج حضرت محمد (ص):
پيش از هجرت به مدينه که در ماه ربيع الاول سال سيزدهم بعثت اتفاق افتاد، دو واقعه در زندگی حضرت محمد (ص) پيش آمد که به ذکر مختصری از آن مي پردازيم : در سال دهم بعثت "معراج " پيغمبر اکرم (ص ) اتفاق افتاد و آن سفری بود که به امر خداوند متعال و بهمراه امين وحی (جبرئيل ) و بر مرکب فضا پيمايی به نام "براق " انجام شد.

حضرت محمد (ص) اين سفر با شکوه را از خانه ام هانی خواهر امير المومنين علی (ع ) آغاز کرد و با همان مرکب به سوی بيت المقدس يا مسجد اقصی روانه شد، و از بيت اللحم که زادگاه حضرت مسيح است و منازل انبيا (ع ) ديدن فرمود.

سپس سفر آسمانی خود را آغاز نمود و از مخلوقات آسمانی و بهشت و دوزخ بازديد به عمل آورد، و در نتيجه از رموز و اسرار هستی و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پايان حق تعالی آگاه شد و به "سدرة المنتهي " رفت و آنرا سراپا پوشيده از شکوه و جلال و عظمت ديد. سپس از همان راهی که آمده بود به زادگاه خود "مکه " بازگشت و از مرکب فضا پيمای خود پيش از طلوع فجر در خانه "ام هاني " پائين آمد.

به عقيده شيعه اين سفر جسمانی بوده است نه روحانی چنانکه بعضی گفته اند. در قرآن کريم در سوره "اسرا" از اين سفر با شکوه بدين صورت ياد شده است : "منزه است خدايی که شبانگاه بنده خويش را از مسجد الحرام تا مسجد اقصی که اطراف آن را برکت داده است سير داد، تا آيتهای خويش را به او نشان دهد و خدا شنوا و بيناست ". در همين سال و در شب معراج خداوند دستور داده است که امت پيامبر خاتم (ص ) هر شبانه روز پنج وعده نماز بخوانند و عبادت پروردگار جهان نمايند، که نماز معراج روحانی مومن است .

اصحاب و ياران حضرت محمد (ص):
پيامبر اسلام(ص) چه در مكّه معظمه و چه در مدينه، داراى اصحاب و ياران باوفايى بود كه برخى از آنان پيش از آن حضرت و برخى ديگر پس از ايشان از دنيا رفتند و تعداد آنان به هزاران نفر مى‏رسد. در اين جا به نام برخى از صحابه مشهور آن حضرت اشاره می‏شود:

1. على بن ابى‏طالب(ع).

2. ابوطالب بن عبد المطلب.

3. حمزة بن عبدالمطلب.

4. جعفربن ابى‏طالب.

5. عباس بن عبدالمطلب.

6. عبداللّه بن عباس.

7. فضل بن عباس.

8. معاذبن جبل.

9. سلمان فارسى.

10. ابوذر غفارى (جندب بن جناده).

11. مقداد بن اسود.

12. بلال حبشى.

13. مصعب بن عمير.

14. زبير بن عوام.

15. سعد بن ابى وقاص.

16. ابو دجانه.

17. سهل بن حنيف.

18. سعد بن معاذ.

19. سعد بن عباده.

20. محمد بن مسلمه.

21. زيد بن ارقم.

22. ابو ايوب انصارى.

23. جابر بن عبدالله انصارى.

24. حذيفة بن يمان عنسى.

25. خالد بن سعيد اموى.

26. خزيمة بن ثابت انصارى.

27. زيد بن حارثه.

28. عبدالله بن مسعود.

29. عمار بن ياسر.

30. قيس بن عاصم.

31. مالك بن نويره.

32. ابوبكر بن ابى قحافه.

33. عثمان بن عفان.

34. عبدالله بن رواحه.

35. عمر بن خطّاب.

36. طلحة بن عبيدالله.

37. عثمان بن مظعون.

38. ابو موسى اشعرى.

39. عاصم بن ثابت.

40. عبدالرحمن بن عوف.

41. ابوعبيده جراح.

42. ابو سلمه.

43. ارقم بن ابى ارقم.

44. قدامة بن مظعون.

45. عبدالله بن مظعون.

46. عبيدة بن حارث.

47. سعيد بن زيد.

48. خَبّاب بن اَرَت.

49. بريده اسلمى.

50. عثمان بن حنيف.

51. ابو هيثم تيهان.

52. ابىّ بن كعب.

تاريخ و سبب رحلت حضرت محمد (ص):

دوشنبه 28 صفر، بنا به روايت بيشتر علماى شيعه و دوازدهم ربيع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال يازدهم هجرى، در سن 63 سالگى، در مدينه بر اثر زهرى كه زنى يهودى به نام زينب در جريان نبرد خيبر به آن حضرت خورانيده بود. معروف است كه پيامبر اسلام(ص) در بيمارىِ وفاتش مى ‏فرمود: اين بيمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن يهودى پس از فتح خيبر براى من آورده بود.

محل دفن حضرت محمد (ص):

مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى) در همان خانه‏اى كه وفات يافته بود. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.

منبع(کلیک کنید)


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

توبه جوان گناهکار در شب عاشورا از زبان استاد دانشمند+کلیپ صوتی

این داستان پند آموز از استاد دانشمند هست هم کلیپ صوتی داره هم متن ، اما به هر حال کسانی که دوست ندارند کلیپ رو دانلود کنند می تونن متن زیر را بخونن عین کلیپ صوتی هست ولی توصیه من اینه که کلیپ صوتی استاد دانشمند را دانلود کنید این داستان واقعا زیباست حتما یا بخونید یا کلیپ صوتی را گوش دهید...

دانلود کلیپ صوتی توبه جوان گناهکار در شب عاشورا از استاد دانشمند(کلیک کنید)

متن کلیپ صوتی:

درد دل یک جوان ایرانی يه خونه مجردي با رفيقامون درست کرده بوديم، اونجا شده بود خونه گناه و معصيت...دیگه توضیحش باخودتون.... شب عاشورا بودهرچي زنگ زدم به رفيقام، هيچکدوم در دسترس نبودند نه نماز، نه هیئت، نه پیراهن مشکی هيچي ميگفتم اينارو همش آخوندا درآوردند، دو تا عرب با هم دعواشون شده به ما چه ماشينو برداشتم برم يه سرکي، چي بهش ميگن؟ گشتي بزنم تو راه که ميرفتم يه خانمي را ديدم، خانم چادري وسنگینی بود کنارخیابون منتظر تاکسی بود...(ادامه مطلب)


این داستان پند آموز از استاد دانشمند هست هم کلیپ صوتی داره هم متن ، اما به هر حال کسانی که دوست ندارند کلیپ رو دانلود کنند می تونن متن زیر را بخونن عین کلیپ صوتی هست ولی توصیه من اینه که کلیپ صوتی استاد دانشمند را دانلود کنید این داستان واقعا زیباست حتما یا بخونید یا کلیپ صوتی را گوش دهید...

دانلود کلیپ صوتی توبه جوان گناهکار در شب عاشورا از استاد دانشمند(کلیک کنید)



متن کلیپ صوتی:

درد دل یک جوان ایرانی يه خونه مجردي با رفيقامون درست کرده بوديم، اونجا شده بود خونه گناه و معصيت...دیگه توضیحش باخودتون.... شب عاشورا بودهرچي زنگ زدم به رفيقام، هيچکدوم در دسترس نبودند نه نماز، نه هیئت، نه پیراهن مشکی هيچي ميگفتم اينارو همش آخوندا درآوردند، دو تا عرب با هم دعواشون شده به ما چه ماشينو برداشتم برم يه سرکي، چي بهش ميگن؟ گشتي بزنم تو راه که ميرفتم يه خانمي را ديدم، خانم چادري وسنگینی بود کنارخیابون منتظر تاکسی بود خلاصه اومدم جلو و سوار ماشينش کردم یه دفعه یه فکری مثل برق توذهنم جرقه زد بله شیطان خوب بلده کجاواردبشه ازچندتاخیابون عبورکردم ورسیدم به میدون ورفتم سمت خونه مجردیمون خانمه که دید مسیری که اون گفته بودنمیرم گفت نگهدارومنم سرعتوبیشترکردموهرچی جیغ و دادمیزد توجه نمیکردم شانس آوردم درهای ماشین قفل مرکزی داشت وگرنه خودشو مینداخت پایین خلاصه، بردمش توي اون خانه ي مجردي اينم مثل بيد ميلرزيد و گريه ميکرد و ميگفت بابا مگه تو غيرت نداري؟ آخه شب عاشوراست!!!! بيا به خاطر امام حسين حيا کن گفتم برو بابا امام حسين کيه؟ اينارو آخوندا درآوردند، اين عربها با هم دعواشون شده به ما ربطي نداره

...

خانومه که دیگه امیدی به نجات نداشت با گريه گفتش که: خجالت بکش من اولاد زهرام، به خاطر مادرم فاطمه حيا کن!!! من اين کاره نيستم، من داشتم ميرفتم مجلس عزای سیدا شهدا عزیز فاطمه گفتم من فاطمه زهرا هم نميشناسم، من فقط يه چيز ميشناسم: جواني، جواني کردن اينارو هم هيچ حاليم نيست من اینقدر غرق تو این کارا شدم مطمئنم جهنم ميرم پس دیگه آب که ازسرگذشت چه یک وجب چه صد وجب خانمه که از ترس صداش میلرزید باهمون صدای لرزان گفت: تو ازخدا و عذاب جهنم نمیترسی درسته ولی لات که هستي، غيرت لاتي داري يا نه؟من شنیدم لاتها اهل لوتی گری و مردونگی هستن _ خودت داري ميگي من زمين تا آسمون پر گناهم ، اين همه گناه کردي، بيا امشب رو مردونگي کن به حرمت مادرم زهرای مظلومه گناه نکن، اگه دستتو مادرم زهرا نگرفت برو هرکاري دلت ميخواد بکن آقامن که شهوت جلوچشاموگرفته بود هیچی حالیم نمیشداماباشنیدن کلمه زهرای مظلومه که باصدای لرزان وهمراه باگریه اون زن همراه بود تنم لرزید آقایه لحظه بدنم یخ کرد غيرتي شدم لباسامو پوشيدم و گفتم: يالا چادرو سرت کن ببينم، امشب ميخوام تو عمرم براي اولين بار به حضرت زهرا اعتماد کنم ببينم اين حضرت زهرا ميخواد چيکار کنه مارو... يالا سوار ماشينش کردم و اومدم نزديک حسينيه اي که ميخواست بره پياده اش کردم از ماشين که پياده شد داشت گريه ميکرد همينجور که گريه ميکرد و درو زد به هم، ورفت اومدم تو خونه و حالا ضد حال خورديم و حالم خوب نبودداشتم حرفهای خانومه روکه مثل پتک توسرم میخوردتوذهنم مرورمیکردم تو راه که داشتم ميبردمش تا دم حسينيه، هي گريه ميکرد و با خودش حرف ميزد، منم ميشنيدم چي ميگه اما داشت به من ميگفت ميگفت: اين گناه که ميکني سيلي به صورت مهدي ميزني، آخه چرا اينقدر حضرت مهدي رو کتک ميزني، مگه نميدوني ما شيعه ايم، امام زمان دلش ازدست ما ميگيره، اينارو ميگفت منم رانندگي ميکردم.... واردخونه شدم ديدم مادرم، پدرم، خواهرام، داداشام اينا همه رفتند هیئت تو خانواده مون فقط لات من بودم تلويزيونو که روشن کردم ديدم به صورت آنلاين کربلا را نشون ميده صفحه ي تلويزيون دو تکه شده، تکه ي راستش خود بين الحرمين و گاهي ضريحو نشون ميده، تکه دومش، قسمت دوم صفحه ي تلويزيون يه تعزيه و شبيه خوني نشون ميداد، يه مشت عرب با لباس عربي، خشن، با چفیه هاي قرمز، يه مشت بچه ها با لباس عربي سبز، اينارو با تازيانه ميزدند و رو خاکها ميکشوندند من که تو عمرم گريه نکرده بودم، ياد حرف اين دختره افتادم گفتم وااااااي يه عمره دارم تازيانه به مهدي ميزنم پاي تلويزيون دلم شکست، گفتم یازهرای مظلومه دست منو بگير یازهرا يه عمره دارم گناه ميکنم، دست منو بگير من ميتونستم گناه کنم، اما به تو اعتماد کردم. کسي تو خونه نبود، ديگه هرچي دوست داشتم گريه کردم توسروصورت خودم میزدم گريه هاي چند ساله که بغض شده بود، گريه ميکردم، داد ميزدم، عربده ميکشيدم، خجالت که نميکشيدم چون کسي نبودیه حس عجیبی بهم دست داده بودکه توی همه عمرم تجربه نکرده بودم احساس میکردم سبک شدم احساس میکردم تازه متولدشدم.... نیمه شب بود، باصدای بازشدن قفل در ازخواب بیدارشدم همون پای تلویزیون خوابم برده بودپدر و مادرم از حسينيه آمدند تا مادرم درو باز کرد، وارد شد تو خونه، تا نگاه به من کرد (اسمم رضاست)، يه نگاه به من کرد گفت: رضا جان حالت خوبه؟چراچشمات قرمزه چراصورتت قرمزشده گفتم چیزی نیست گفت صدات چراگرفته همه نگران بودن دورموگرفته بودن گفتم چیزی نیست امشب براامام حسین عزاداری کردم همه ازتعجب مات مونده بودن مادرم گریه میکرد وخداروشکرمیکردمیگفت ممنونم خداکه دعاهای منومستجاب کردی و..... افتادم به پای پدر و مادرم، گريه.... تورو به حق اين شب عاشورا منو ببخشید من اشتباه کردم بابام گريه میکردمادرم گريه میکرد خواهروبرادرام.... صبح عاشورا، زنجيرو برداشتم و پيرهن مشکي رو پوشيدم و رفتم سمت حسینیه محلمون تو حسينيه که رفتم، ميشناختند، ميدونستند من هيچوقت اينجاها نميومدم همه یه جوری نگام میکردن سرپرست هيئت آدم مسنیه آمد و پيشونيمو بوسيد و بغلم کرد و گفت رضاجان خوش آمدي، منت سر ما گذاشتي منم خجالت میکشیدم آخه یه عمرباعث اذیت وآزارمردم اون محله بودم...رفتم تودسته و هي زنجير ميزدم وبه ياد اون سيلي هايي که به مهدي زده بودم گريه ميکردم هي زنجير ميزدم به ياد کتکايي که با گناهانم به امام زمان زدم گريه ميکردم جلسه که تمام شد، نهارو که خورديم، سرپرست هيئت منو صدا زد گفت: رضاجان میای کربلا؟ گفتم: کربلا؟!! من؟!!! من پول ندارم!!! گفت نوکرتم، پول یعنی چی؟ خودم میبرمت هنوز ماه صفر تموم نشده بود دیدم بین الحرمینم زدم تو صورتم گفتم حسین جان میخوای با دل من چکار کنی؟ زهراجان من یه شب تو عمرم به تو اعتماد کردم، کربلاییم کردی؟ بی بی جان من یه عمرزیربارگناه مرده بودم توزنده ام کردی؟ اومدم ضریح آقا رو گرفتم، ضریح امام حسینو، گریه کردم. داد میزدم، حسین جان، حسین جان، دستمو بگیر حسین جان، پسر فاطمه دستمو بگیر، نگذار برگردم دوباره نذاردوباره راهموگم کنم..... سرپرست هیئت کاروان زیارتی داره داره، مکه مدینه میبره. یه روزتومسجدمنودیدصدام زدرضاجان میای به عنوان خدمه بریم مدینه، گفت همه کاراش با من، من یکی از خدمه هام مریض شده خلاصه آقا چندروزه ویزای مارو گرفت، یه وقت دیدیم ای بابا سال تمام نشده تو قبرستان بقیع، پای برهنه، دنبال قبر گمشده ی زهرا دارم میگردم گریه کردم: زهرا جان، بی بی جان، با دل من میخوای چکار کنی؟ من یه شب به تو اعتماد کردم هم کربلاییم کردی هم حاجی!!! خلاصه دیگه شغل پیداکردمو اهل کاروزحمت شده بودم رفیقای اون چنینی را گذاشته بودم کنار و آبرو پیدا کردم یه مدتی، دو سالی گذشت همه ماجرا یه طرف، این یه قصه که میخوام بگم یه طرف مادر ما گفت: رضاجان حالا که کار داری، زندگی داری، حاجی هم شدی، مکه هم رفتی، کربلایی هم شدی، نوکر امام حسین هم شدی، آبرو پیدا کردی، اجازه میدی بریم برات خواستگاری؟ گفتم هرچی نظرشماست مادر،من روحرف شماحرف نمیزنم رفتند گفتند یه دختری پیدا کردیم خیلی دختر مومنه و خوبیه خلاصه رفتیم خواستگاری پدر دختر تحقیقاتشو کرده بود. منو برد توی یه اتاق و درو بست و گفت: ببین پسر من میدونم کی هستی. اما دو سه ساله نوکر ابی عبدالله شدی. میدونم چه کارها و چه جنایات و .... همه ی اینارو میدونم، ولی من یه خواهش دارم، چون با حسین آشتی کردی دخترمو بهت میدم نوکرتم هستم. فقط جان ابی عبدالله از حسین جدا نشو. همین طوری بمون. من کاری با گذشته هات ندارم. من حالاتو میخرم. من حالا نوکرتم. منم بغلش کردم پدر عروس خانم را، گفتم دعا کنید ما نوکر بمونیم. گفت از طرف من هیچ مانعی نداره، دیگه عروس خانم باید بپسنده و خودتون میدونید گفتند عروس خانم چای بیارند. ما هم نشسته بودیم. پدرمون، خواهرمون، مادرمون، اینها همه، مادرش، خاله اش، عمه اش، مهمونی خواستگاری بود دیگه عروس خانم وقتی باسینی چای وارد شدیه نگاه به من کرد، یه وقت گفت: یا زهرا!!!!! سینی از دستش ول شد و گریه و از سالن نرفته خورد روی زمین... مادرش، خاله اش، مادر من، خواهر ما رفتند زیر بغلشو گرفتند و بردنش توی اتاق من دیدم فقط صدای شیون از اتاق بلنده همه فقط یک کلمه میگن: یا زهرا!!! منم دلم مثل سیر و سرکه میجوشید، چه خبره! مادرمو صدا زدم، گفتم مادر چیه؟ گفت مادر میدونی این عروس خانم چی میگه؟ گفتم چی میگه؟ گفت: مادر میگه که.... دیشب خواب دیدم حضرت زهرا اومده به خواب من، عکس این پسر شمارو نشونم داده، گفته این تازگیا با حسین من رفیق شده.... به خاطر من ردش نکن مادر دیشب حضرت زهرا سفارشتو کرده.... به خدا جوونا اگر رفاقت کنید، اعتماد کنید، اهل بیت آبروتون میده، دنیاتون میده، آخرتتون میده ای آبرودار آبرویم را بخر٬ جان زهرا از گناهم درگذر... یازهرا...



اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

وزارت ارشاد و زن آوازه خوان!!!

خبر مجوز دادن وزارت ارشاد به یک خواننده زن رو شنیدین اگر نشنیدین پس بشنوین تو گوگل یه سرچی بکنین و متن خبر رو بخونین

حدیث از امام صادق(ع):زن اوازه خوان ملعون است و هر کس به او جای دهد و از در امد او بخورد ملعون است «میزان الحکمه 8 صفحه 540»


مراجع تقلید


اما وزارت ارشاد یه پیشنهاد هم من دارم برای یکی دو سال آینده اینکه این آواز خوانی که برای مردم عادی شد کم کم به فکر احداث رقاص خانه هم باشید چون اینجور که شما پیش می رید گفتن این چیزا هم دور از ذهن نمی تونه باشه

ولی یه چیزی از این مردم ایران زمین بشنوین تو این کشور همه جور ادم هست از بی خدا گرفته تا مسیحی و زرتشت و سنی و شیعه...بدونید که اگر قرار بر این باشد که جامعه رو از این بدتر به فساد بکشید الان کسانی هستند که تو فاز سکوت قرار دارند ولی از داخل دارن منفجر می شن به خاطر چی به خاطر فعال بودن فتنه گران به خاطر خیانت به اسلام و ملت که سعی می کنند از هر راهی گام گام به اسلام و ملت ایران ضربه بزنند ولی مطمئن باشید جماعت که از کوره در برند دیگر سوراخ موشی هم امن نخواهد بود خون شهدای اسلام هیچ وقت بی ارزش نبوده و نخواهد شد مشکل ما این است که عمیقا به قدرت و گفته های قرآن اعتقاد نداریم اگر این اعتقاد با گوشت و تن ما یکی می شد هرگز به اسلام و مردم و کلا به خلق خدا خیانت نمی کردیم این مجوز اواز خوانی هم مقدمه فساد آینده می تونه باشه اگر جلوش گرفته نشه یادتون باشه آواز خواندن زن می تونه یه زینت باشه که کسایی که به قرآن اعتقاد دارند و حیا هم براشون مهمه می دونن که اواز خوادن زن اصلا خوب نیست

ان شاءالله که خدا ما را از این دوره ی دولت یازدهم به خیر و سلامتی بگذراند و اسلام و مردم این کشور بیشتر از این توسط افراد فتنه انگیز ضربه نبیند (اللهم عجل لولیک الفرج)

سونامی در ژاپن

...تو این پست یکی از قدرت های خداوند رو می تونید مشاهد کنید...


سونامی

البته این رو هم بگم که اگر قدرت خدا رو قبول داشته باشی مرحله به مرحله قدرت خدا رو می بینی و کاملا از تمایلات دنیوی فاصله می گیری البته پیش نیاز این مراحل تهذیب نفس هست تهذیب نفس نباشه فایده ای نداره همون جهاد اکبر رو می گم که حدیث هم دربارش تا دلت بخواد هست...

سونامی ژاپن واقعا هشداری می تونه باشه به دیگر کشور ها حتی طوفان تهران هم بی دلیل طوفان نشده بود....

الان کشور به ظاهر اسلامی ایران منبع اهل تشییع و تسنن هست ولی ببین که غربی ها با اون قوطی جادویی با ما چه کرده اند ماهواره رو عرض می کنم همون که تو براش خیلی ارزش قائلی و می گی نماز و روزه لازم نیست خدا همه رو می بخشه (این جمله خیلی رایجه امیدوارم که شما از این دسته نباشین)

و همونطور شمایی که میگی ماهواره رو هم می تونی بد استفاده کنی و هم خوب

منم می گم دفعه اول خوب استفاده کن دوم و سوم هم همینطور و دفعه چهارم یکم دلت میلغزه ولی همچنان استفاده خوب می کنی و دفعه ششم دیگه...قدرت وسوسه شیطان رو شما ها تا حالا نشناختین

هر کسی تو خونش ماهواره هست فاتحه بچش رو بخونه از اون بچه سربازی در اینده واسه امام زمان نمیشه مگر اینکه کلا از مسیری که انتهاش دره هست برگردند

ولی شمایی که اینا رو می خونی و راحت ازش رد میشی و دلت حتی یه زره هم نمی لرزه و حتی از نوشته های منم بدت میاد که به ماهواره عزیزتون توهین کردم شما بدون که از مسیر دین کاملا جدا شدی و باید راهت رو قبل اینکه به دره پرت شی کج کنی به سمت مسیر مقصد.


...دانلود ویدیو...

حجم کمتر از 8 مگا بایت

ویدیوهای زیادی در این باره هست اگر دوست داشتین می تونید تو گوگل سرچ کنید و ببینید

در ادامه مطلب هم می تونید ویدیو رو به صورت آنلاین مشاهد کنید


...تو این پست یکی از قدرت های خداوند رو می تونید مشاهد کنید...


سونامی

البته این رو هم بگم که اگر قدرت خدا رو قبول داشته باشی مرحله به مرحله قدرت خدا رو می بینی و کاملا از تمایلات دنیوی فاصله می گیری البته پیش نیاز این مراحل تهذیب نفس هست تهذیب نفس نباشه فایده ای نداره همون جهاد اکبر رو می گم که حدیث هم دربارش تا دلت بخواد هست...

سونامی ژاپن واقعا هشداری می تونه باشه به دیگر کشور ها حتی طوفان تهران هم بی دلیل طوفان نشده بود....

الان کشور به ظاهر اسلامی ایران منبع اهل تشییع و تسنن هست ولی ببین که غربی ها با اون قوطی جادویی با ما چه کرده اند ماهواره رو عرض می کنم همون که تو براش خیلی ارزش قائلی و می گی نماز و روزه لازم نیست خدا همه رو می بخشه (این جمله خیلی رایجه امیدوارم که شما از این دسته نباشین)

و همونطور شمایی که میگی ماهواره رو هم می تونی بد استفاده کنی و هم خوب

منم می گم دفعه اول خوب استفاده کن دوم و سوم هم همینطور و دفعه چهارم یکم دلت میلغزه ولی همچنان استفاده خوب می کنی و دفعه ششم دیگه...قدرت وسوسه شیطان رو شما ها تا حالا نشناختین

هر کسی تو خونش ماهواره هست فاتحه بچش رو بخونه از اون بچه سربازی در اینده واسه امام زمان نمیشه مگر اینکه کلا از مسیری که انتهاش دره هست برگردند

ولی شمایی که اینا رو می خونی و راحت ازش رد میشی و دلت حتی یه زره هم نمی لرزه و حتی از نوشته های منم بدت میاد که به ماهواره عزیزتون توهین کردم شما بدون که از مسیر دین کاملا جدا شدی و باید راهت رو قبل اینکه به دره پرت شی کج کنی به سمت مسیر مقصد.


...دانلود ویدیو...

حجم کمتر از 8 مگا بایت

ویدیوهای زیادی در این باره هست اگر دوست داشتین می تونید تو گوگل سرچ کنید و ببینید

در ادامه مطلب هم می تونید ویدیو رو به صورت آنلاین مشاهد کنید


مشاهده ی آنلاین




فواید روزه بودن

فواید روزه

حکمت یعنی این ، تو روزه را می گیری ولی نمی دانی که برای چه یکیش همین فواید روزه بر بدن هست البته تاثیر روزه بر روان و احساسات ادمی و پاکی روح رو هم نباید فراموش کرد

مطالعات مختلف در آمریکا، آلمان و سوئیس نشان داده‌اند روزه در برابر بیماری‌های خاص مفید است و به از دست دادن وزن کمک می‌کند.

به گزارش فارس، سایت فرانسوی تغذیه خوب در مقاله‌ای نوشت: روزه یکی از قدیمی‌ترین روش‌های درمان است؛ امتناع داوطلبانه از غذاهای جامد یا مایع در طول یک دوره معین و به صورت متناوب به استثنای آب که باعث سم زدایی و حفظ سلامت می‌شود (ادامه مطلب)

فواید روزه

حکمت یعنی این ، تو روزه را می گیری ولی نمی دانی که برای چه یکیش همین فواید روزه بر بدن هست البته تاثیر روزه بر روان و احساسات ادمی و پاکی روح رو هم نباید فراموش کرد

مطالعات مختلف در آمریکا، آلمان و سوئیس نشان داده‌اند روزه در برابر بیماری‌های خاص مفید است و به از دست دادن وزن کمک می‌کند.

به گزارش فارس، سایت فرانسوی تغذیه خوب در مقاله‌ای نوشت: روزه یکی از قدیمی‌ترین روش‌های درمان است؛ امتناع داوطلبانه از غذاهای جامد یا مایع در طول یک دوره معین و به صورت متناوب به استثنای آب که باعث سم زدایی و حفظ سلامت می‌شود به عنوان یک درمان طبیعی شناخته شده است. این روش حتی توسط حیوانات استفاده می‌شود، زمانی که حیوانات بیمار یا مجروح می‌شوند از خوردن امتناع می‌کنند.

روزه یکی از رسوم مذهبی مسلمانان در ماه مبارک رمضان است و حتی کاتولیک‌ها نیز روزه می‌گیرند. این کار در واقع پاک کردن ذهن و تمرکز بر ضروریات است اما مزایای بی‌شماری دارد که محققان در طی مطالعات خود متوجه آن شده‌اند.

- فواید روزه:
مطالعه‌ای که توسط محققان در مرکز پزشکی درمانی یوتا – آمریکا بر روی 200 نفر انجام شد نشان داد روزه گرفتن به مدت تنها 24 ساعت باعث افزایش هورمون رشد GH (هورمون چربی سوز) می‌شود که 2.000 درصد در مردها و 1.300 درصد در زن‌ها بوده است و روزه برای بیماری‌های قلبی و عروقی مفید است.
در واقع چند ساعت غذا نخوردن سطح تری گلیسیرید که عامل خطر بیماری‌های قلبی عروقی است را در بیماران کاهش می‌دهد.

- روزه برای فشار خون بالا مفید است
سطح تری گلیسیرید و کلسترول در طول روزه داری کاهش پیدا می‌کند، در نتیجه مشکلات فشار خون را کاهش می‌دهد.

- روزه برای درمان دیابت مفید است

در مطالعه‌ای ثابت شد روزه گرفتن باعث کاهش سلول‌های چربی می‌شود و فرد روزه دار کمتر در معرض خطر انسولین که علت اصلی دیابت نوع 2 است قرار می‌گیرد.

- روزه باعث کاهش وزن می شود
مطالعات در سال 1992 و 2013 بر روی بزرگسالان به مدت 12 هفته انجام شد؛ برخی صبحانه می‌خوردند و برخی صبح‌ها ناشتا بودند، در این آزمایش معلوم شد افرادی که صبحانه نمی‌خوردند نسبت به دیگران وزن بیشتری از دست دادند.

- نتیجه گیری:

در مرحله اول این واقعیت در مورد روزه گرفتن وجود دارد که باعث کاهش وزن می‌شود علاوه بر این برای درمان بیماری موثر واقع شده است.

- روزه باعث کاهش افسردگی می‌شود
مطالعات انجام شده در آمریکا و آلمان نشان دادند بیمارانی که مدت کوتاهی روزه گرفتند به دلیل تغییرات هورمونی، روحیه خوبی پیدا کردند و این روزه گرفتن باعث افزایش کورتیزول در صبح، دوپامین و سروتونین در روز شد و باعث کاهش هورمون‌های انسولین شد.
به همین دلیل در آلمان و سوئیس به طور گسترده‌ای برای درمان‌ها حتی توسط تامین اجتماعی، این درمان (روزه گرفتن برای بیماران) انجام شد.

- اثرات شیمی درمانی را افزایش می‌دهد
یک مطالعه توسط دکتر «والتر لونگو» در آمریکا انجام شد که در مجله علوم پزشکی نیز منتشر شد و نشان داد دوره‌های کوتاه روزه داری، گسترش برخی سرطان‌ها را در موش‌ها را محدود کرد.
ترکیب روزه با شیمی درمانی اثر بخشی درمان را افزایش می‌دهد.
محققان گفتند: ما تا کنون خواص بی‌شماری از روزه داری را کشف کردیم اما به نظر ما خواصی بیش از این در سلامت انسان دارد که هنوز به برخی از این خواص پی نبرده‌ایم اما ما می‌توانیم از روزه به عنوان یک درمان در آینده استفاده کنیم یا حداقل مصرف غیر ضروری داروهای خاص را محدود کنیم، روزه گرفتن یک درمان طبیعی است که نیاز به هیچ داروی شیمیایی ندارد؛ علاوه بر این از نظر اقتصادی هزینه‌ای ندارد.

روزه گرفتن مزایای بسیاری دارد و دانشمندان به طور فزاینده به روزه داری و درمان بیماران از این طریق علاقه مند شده‌اند؛ در واقع تعدادی از بیماری‌ها با رژیم غذایی و شیوه زندگی در ارتباط است.


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

12345678910
last